تبلیغات
نگاه - دانلود رمان فوق العاده زیبای "مهر و مهتاب"
نگاه
نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره اب می شود
 


خلاصه داستان : این داستان٬ داستان زندگی دختری از خانواده ای ثروتمند به نام مهتاب است که عاشق پسری ساده و جانبازشیمیائی به نام حسین در دانشگاهشون میشه که این عشق و عاشقی علیرغم مخالفت شدید والدین دختر منجر به ازدواج آن ها میشه و چیزی نمی گذرد که ....

قسمتی از داستان :چرا می خندی؟
با دست به لیست اشاره کرد و گفت : اینا دیگه چیه ؟ سان شاین...میلک شیلک... اصلا چی هست؟
با خنده گفتم خودتو لوس نکن! یعنی واقعا نمی دونی چیه ؟
سرتکان داد .به چشمانش نگاه کردم هیچ رنگی از دروغ به چشم نمی خورد . خدایا چقدر این پسر یک رنگ و با صداقت را دوست داشتم . حسین هم به من نگاه می کرد . نجوا کنان گفتم : دیگه از گناه نمی ترسی زل زدی به من؟
خیلی جدی گفت : به نظرم دیگه گناه نیست . چون اویل من از احساس تو نسبت به خودم اطمینان نداشتم و لی حالا می دونم که تو هم کمنو دوست داری. هدف من فقط ازدواج با توست و این هم گناه نیست.شکلکی برایش درآوردم و برای هردومان میلک شیلک شکلاتی سفارش دادم .
هوووم! خیلی خوشمزه است !
دوباره نگاهش کردم . با خنده پرسید : چیه خیلی دهاتی و امل هستم!؟
از ته دل جواب دادم : نه! خیلی خواستنی و عزیز هستی !
مثل همیشه از شرم سرخ شد . اما این بار سر به زیر نینداخت . در عوض جواب داد :
تو هم خیلی خواستنی هستی... دوست داشتنی و دست نیافتنی
ناراحتی؟
نه ازت خجالت می کشم ...
دستان مشتاق حسین دستانم را گرفت , صدایش نجواگون بود :مهتاب ! تو پاداش کدوم کار خوب منی ؟ ... خیلی دوستت دارم
با لکنت گفتم: منم دوستت دارم
صدای حسین گرم و پر شور بلند شد : من باید از همین حالا شروع کنم تا بتونم مهریه ات رو بدم.....

این رمان واقعا محشره ....
لینک دانلود در ادامه
لینک دانلود




نوع مطلب :
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ

در این وبلاگ مطالبی چون رمان/علمی/دانلودکتاب ورمان/مذهبی/شعر/بزرگان علم وهنر/مهرفی اماکن دیدنی ایران ارائه می شود
مدیر وبلاگ : نگاه

مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
دوست دارید ازکدام موضوعات زیر دروبلاگ مطلب گذاشته شود؟










آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :